السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
89
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
سابق دانستى كه أقوى استحباب وضو است في نفسه نيز ( اما قسم دوم ) كه وضوء تجديدى باشد وظاهر آنست كه در آن عددي معتبر نباشد پس جايز است ثالثا ورابعا وبالاتر نيز واما در غسل تجديد نيست پس غسل تجديدى مشروع نيست بلكه بعد از غسل جنابت ما دامى كه غسل أو باطل نشده وضو مشروع نيست واگر چه مدت هم طول كشيده باشد ( واما قسم سيم ) پس آن نيز براي چند چيز است ( أول ) از براي حائض در وقت هر نماز به جهت ذكر خدا نمودن به قدر آن نماز ( دوم ) از براي خوابيدن جنب واز براي خوردن وآشاميدن وجماع كردن أو وغسل دادن أو ميت را ( سيم ) از براي كسى كه مس ميت كرده وغسل مس نكرده مىخواهد جماع كند ( چهارم ) براي كسى كه ميت را غسل داده وغسل نكرده مىخواهد ميت را كفن كند يا در قبر بسپارد ( مسألة 3 ) بدان كه مختص نيست وضوى قسم أول از وضوءات مستحبه به همان غايتى كه وضو براي آن به عمل آمده است بلكه مباح مىشود بان جميع غاياتى كه مشروط است بوضو وهم چنين در وضوء تجديدى اگر منكشف شود كه خللى در وضوء أول بوده يا بعد از أو حدثى سر زده بوده يا به خيال اين كه وضو گرفته در سابق لهذا به قصد تجديد وضو گرفته باشد ودر واقع وضوء سابقا نگرفته بوده مىتواند با آن نماز وساير غايات را بجا بياورد بلكه در قسم سيم اگر در واقع محدث بأكبر نبوده است بلكه محدث بأصغر بوده است وبه خيال حدث أكبر به قصد يكى از أمور مذكوره گرفته نيز چنين است ( مسألة 4 ) واجب نيست در وضو قصد موجب آن مثل اين كه قصد كند كه وضو مىگيرم به جهت بيرون آمدن بول يا به جهت آنكه خواب رفتم بلكه اگر قصد كرد يكى از موجبات وضو را وبعد ظاهر شد كه در واقع آن موجب نبوده بلكه غير أو بوده صحيح است مگر آنكه بر وجه تقييد بوده باشد ( مسألة 5 ) اگر حدثهاى متعددة از شخص سر زده باشد يك وضو بگيرد به قصد رفع همه يا به قصد رفع طبيعت حدث يا به قصد قربت بدون قصد رفع حدث كفايت مىكند واگر قصد يكى معين كند نيز كافى است وبقيه نيز مرتفع مىشود مگر آنكه قصد كند رفع بعض دون بعض را كه در اينجا باطل است زيرا كه مرجع آن به قصد عدم رفع مىگردد ( مسألة 6 ) هر گاه از براي وضوء واجب چند غايت باشد مثل نماز واجب ومس كتابت واجب وطواف واجب مثلا پس يك وضو بگيرد به قصد جميع امتثال امر همه شده وثواب همه را دارد واگر قصد بعضي از انها كند حاصل مىشود امتثال نسبت بان وثواب همان را